خرید بک لینک

تو اتوبوس نشسته بود بغل دستم
و شروع کرد در مورد عادت های عجیب و غریب و گاهی بد ایرانی ها صحبت کرد

اون موقع ها که نه گوشی همراهی بود و نه اینترنتی 
شنیدن چیزهایی که بلد نبودی 
کلی راه را کوتاه می کرد

نزدیک میدان آزادی که شدیم
همونطور که داشت صحبت می کرد
اسکناس های تو جیبش را در آورد و شروع کرد توی آنها گشتن
بعد در حالیکه داشت له ترین و مچاله ترین آنها را برای دادن کرایه جدا می کرد
بدون آنکه به صورتم نگاه کند گفت:
من یه دبیر بازنشسته آموزش پرورش هستم

بعد صورتش را بالا آورد  توی چشمانم نگاه کرد 
و  با لبخند اضافه کرد:
و البته من هم یک ایرانیم!

برچسب: نویسنده: نیکا پارسامنش تاريخ: پنجشنبه 18 دی 1399 ساعت: 1:18

صفحه بندی